
I LOVE U ?
عاشقانه
همانقدر که زن را بايد فهميد
تا دیدار تو یک شیشه فاصله است و من مثل ماهی میانِ تُنگ و تُنگ میان دریا. آه، اگر بشکند این دیوار شیشهای!
زنده میشوم در حصار تنگ آغوشت استشمامت میکنم... نگه ات میدارم در لحظه لحظه فلش های ذهنم اینبار میخواهم عکاسی کنم نه از لبخندت فقط از گرمای چشمانت
صِدایِ گــآم هآیِ تـُــ♥ـــو ضَرَبــآنِ زِندِگـیِ مَن اَست بـآمِن رآه بیآ بآ تُــ♥ــو تِشنِــه یِ زِندِه بودَنَـم...
بُگــــــــــــذار زمــانـــــه از حِـســـادتــــــــ بتـرکَــد
فــرقے نــבارב .. چــه ڪسے چــہ مے گــویــב ،
" تــــــــــو " !!
همــانــے ڪـہ همــیـشـہ
" בوســتـش בارم "
همــانـے ڪـہ تــا غــصـّـہ ام مے گیــرב ســر و ڪلّـــہ اش پــیــدا مے شوב
و تــا مــرا نـخنـבانـב בســﭞ بـرבار نمے شوב
هـمـانے ڪـہ همــیــشـہ پـــُـر اسـﭞ از
شـور و شـاבے و زنـבگے ...
" تــــــ♥ــــو "
همیشه هــمــانے ....
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه… محکم بغلت کنه…
بذاره اشک بریزی راحت شی….
بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم
مرد را هم بايد درک کرد
همانقدر که زن بودن مي خواهد
مرد هم اطمينان مي خواهد
همانقدر که بايد قربان صدقه ي رويِ ماهِ بي آرايشِ زن رفت
بايد فدايِ خستگي هايِ مرد هم شد
همانقدر که بايد بي حوصلگي هايِ زن را طاقت آورد
کلافگي هايِ مرد را بايد فهميد
اين
- من -
را زمين بگذار !
- ما -
که شدي
اين - ما - معنا دارد
اينکه تا کجا زنانگي هايت را به پايِ مردت بريزي
اينکه تا چه حد مردانه بانويِ خانه ات را بپرستي
همانقدر که پشتِ فريادها و بغض هايِ يک زن دلتنگي نمايان است
پشتِ سکوت و بي تفاوتيِ مرد هم بي تابي نمايان
تمامِ کاسه کوزه ها را به پايِ اخمِ مردت نشکن دخترک
مردها گاهي اخمشان هزار معنا دارد غير از آنچه که در خيالِ تو مي گذرد
مردِ قصه؛ مردانه پايِ بهانه هايش به ايست
ما زن ها وقتي تمامِ خود را در يک چهار ديواري
با تو تقسيم مي کنيم
دنيا را هم که بيآورند بگذارند جلويِ چشممان
تنها تو را مي بينيم
تنها تو را مي خواهيم
همانقدر که زن بايد باشد
مرد هم بايد باشد
اينجا من نيست؛ تو نيست
همه اش
مي شود
مــــــــــــــــــــا
.
انسي نوشت
آغوشش !!!
انــــــگشتــــــان ِ مَـــــن
چـــه بـــِه انگــشتـــان ِ تــــــو مےآینـــــد !
به باران دل نبند که هر چهار فصل دیوانه ات خواهد کرد !
اگر ببارد ، از شوق و اگر نبارد ، از دلتنگی …